تمام نوشته های این وبلاگ مال خودمه و من هیچ ادعایی درباره شعر ندارم نوشته هام هم شعر نمیدونم اینا فقط خط خطی های خیالمه...
جز درد ها چیزی به دنبالت نباشد
تصویر او در قهوه ی فالت نباشد
اینکه کمی هم شاد یا خوشبخت باشی
انگار در تقویم امسالت نباشد
بر آسمان چشمهایش خیره ماندی
هی میپری اما پر و بالت نباشد
حس بدی دارد که دور از او بمانی
فکرش ولی یک لحظه اشغالت نباشد
از دوری اش روز و شب خود را نفهمی
اما کسی دلواپس حالت نباشد
هرچند مردم سیب های سرخ دارند
سهم تو حتی نیمه ی کالت نباشد...
برچسب:
نویسنده: س