خوشبختی
-
تاریخ: 1391/10/16 ساعت: 18:21
تا ابد اینست تقدیر من و فردای من باز هم تکرار خوبیهای تو ...هی وای من با تو گفتم عاشقم شش دانگ قلبم مال تو عاشقانه خواستی شش دانگ از ویلای من واقعا تحسین برانگیز است عاشق بودنت عاشق ماشین و خانه البته منهای من مادر بیچاره ام از بس محبت میکنی عاقبت دیوانه شد از دست تو لیلای من حیف آن پولی که دادم پای...
بی تو
-
تاریخ: 1391/8/30 ساعت: 15:17
جز درد ها چیزی به دنبالت نباشد تصویر او در قهوه ی فالت نباشد اینکه کمی هم شاد یا خوشبخت باشی انگار در تقویم امسالت نباشد بر آسمان چشمهایش خیره ماندی هی میپری اما پر و بالت نباشد حس بدی دارد که دور از او بمانی فکرش ولی یک لحظه اشغالت نباشد از دوری اش روز و شب خود را نفهمی اما کسی دلواپس حالت نباشد هر...
بمان
-
تاریخ: 1391/8/1 ساعت: 20:17
دوباره قصه ام از امتداد یک درد است: چگونه شاد بماند دلی که دلسرد است؟ "هزار کاش و اگر "از دلت خبر دارم منم شبیه تو یک عمر چشم تر دارم از این سکوت مداوم همیشه غمگینی و پر کشیدن در اوج خواب میبینی حصار بال و پرت را شکسته میدانم هزار درد به قلبت نشسته میدانم برای مرگ عدالت هنوز دلگیری و در خیال خودت ا...
برای تو
-
تاریخ: 1391/6/19 ساعت: 19:07
باز هم خیالها...باز روی ماه تو قلب بی قرار من...دست بی پناه تو روز تلخ حادثه آن دروغ لعنتی: "دوستت نداشتم " آخرین گناه تو حسرت نگاه من در دل جماعتی حیف من که داشتم حسرت نگاه تو با تمام هستیم خواستم ، نخواستی آه از منی که گفت: " هر چه دلبخواه تو..." نیستی ولی هنوز مانده پشت پنجره چشمهای خسته ای همچنا...
بی تو
-
تاریخ: 1391/6/9 ساعت: 20:30
بیتابم و غصه دار ... سخت است میمیرم از انتظار،سخت است خندیدن کذب چشمهایت شیرینی زهر مار...سخت است از آنهمه دوست داشتن ها یک بغض به یادگار سخت است ابریست دلم...نبار باران رسوایی آشکار سخت است من تاب بیاورم؟ چگونه؟ با این دل بی قرار سخت است از زندگی تمام عشقت راحت بروی کنار سخت است... سلام بابت غیبت ط...
...
-
تاریخ: 1391/6/9 ساعت: 20:30
وقتی نباشی سهل مشکل میشود زیبا جز دردها بی تو چه حاصل میشود زیبا گاهی نگاهم میکنی انگار میمیرم سمت نگاهت باز قاتل میشود زیبا سنگ است در قلبت ولی من دلخوشم با آن اندک زمانی که دلت دل میشود زیبا وقتی که از تکرار غمها خسته ام دیگر لبخند تو حل مسائل میشود زیبا شاید تو سهم من نباشی تا ابد اما... خوشبختی ...
-
-
تاریخ: 1391/2/23 ساعت: 22:03
رسیده فصل فاصله - تو دور میشوی و من... همیشه خوب خوب - بد به زور میشوی و من... و زیر پای عابری پرنده ایست له شده ببین که معنی همین عبور میشوی و من... شکسته ام غرورم و شکسته ای دل مرا از این شکست غرق در سرور میشوی و من... از آرزوی وصل با تو گفتم و شنیده ام: تو گفته ای :"که آرزو به گور میشوی" و من... ...
بی وفا3
-
تاریخ: 1391/2/12 ساعت: 15:53
وقتی صدایت میکنم دیگر نگو: جانم قلب تو زیبا چون کلامت نیست میدانم فهمیده ام بازار شامی در دلت داری بیزارم از تو در شلوغی ها نمیمانم گفتی که غرق شوق با من بودنی اما... دیگر من از این با تو بودن ها گریزانم بیهوده دل دادم فریبم داده ای آری با صحنه سازی در نگاهت خوب میدانم آنقدر میگفتی همیشه دوستم داری ...
بی وفا2
-
تاریخ: 1391/1/27 ساعت: 13:25
بودم اسیر تو اگر / آزاده بودم جز رفتنت هر چیز را آماده بودم من اشتباهی عشق دیدم در نگاهت تقصیر چشمت نیست /آری ساده بودم گفتی کنارم تا تمام جاده هستی دیدی فقط من مرد راه و جاده بودم؟ هرگز نفهمیدم چرا رفتی نماندی از چشمهایت بی خبر افتاده بودم...
بی وفا
-
تاریخ: 1391/1/19 ساعت: 13:00
بعد از تو هرگز کار با دنیا ندارم دیگر خیال آبی دریا ندارم لب های تو گاهی به خنده باز میشد حالا همین لبخند را حتی ندارم جمع اند اینجا اشک و غم / قلبی شکسته چیزی به جز تاریکی شب ها ندارم وقتی ندیدی چشم های خیس اشکم یعنی که دیگر در نگاهت جا ندارم دیروز دیدم عکس او را در اتاقتحق داشتی من صورتی زیبا ندار...
عمر
-
تاریخ: 1390/12/28 ساعت: 11:58
روزها از پی هم میگذرند... و گذشت ایام گذر تلخ و غم انگیز بهار بدن است. کاش ای کاش دوباره میشد زنده بودن را – نه زندگی را از نو باز تکرار کنیم... عیدتان مبارک
پرستو
-
تاریخ: 1390/12/18 ساعت: 14:18
درون سینه ام بغضی نهفته پر از دردم پر از حرف نگفته شکایت دارم از دست زمانه پرستو باشی و بی آشیانه؟ پرستو باشی و تنها و خسته؟ پرستو باشی و یکجا نشسته؟ پرستو باشی و پا بند زندان؟ پرستو باشی و در فکر پایان؟ برای پر زدن حالی ندارم پرستویم ولی بالی ندارم پرستویم ولی غمگین یک راز پرستویم ولی بی شوق پرواز....
بی تو
-
تاریخ: 1390/12/16 ساعت: 12:49
در ازدحام عاشقی رسوا ترینم اما نباشی بی تو بی فردا ترینم مهمان چشمان منی تا بی نهایت هرچند در چشم تو ناپیدا ترینم آبی ترین سبزم تو باشی/ بی تو اما چون دشت بی بارانی ام / صحرا ترینم دیگر نمیخواهی بمانی/ سیری از من باشد / برو/ با من نمان زیبا ترینم نشنیده ای شاید صدایم را که گفتم: "بعد از تو من تنها ت...
برای تو
-
تاریخ: 1390/12/4 ساعت: 13:57
کمکم کن که میان دل تو جا بشوم تا که دیوانه ترین آدم دنیا بشوم خواستم رام کنم این من طوفانی را مثل چشمان تو آرام چو دریا بشوم ای همه شعر و غزل باز دلم میخواهد مهربان باشم و بانوی غزلها بشوم زشت خو بودم و هر بار مرا بخشیدی دوست دارم که شبی مثله تو زیبا بشوم گر چه یک عمر به دیوانگی ات خندیدم شاید اینبا...
قصه تولد
-
تاریخ: 1390/12/1 ساعت: 18:20
درون یک فضای بسته چندی هست پنهانم چه تاریک است اینجا من کجا هستم نمیدانم ولی احساس گنگی دارم از یک مهر بی مانند نمیدانم چه احساسی است اما دیگران این مهر شور انگیز را شاید محبت/عشق/گرمی/آرزو خوانند دگر طاقت ندارم خسته گشتم از رکود تن چه بی پروا تقلا میکنند این دست و پای من صدای جیغ می آید کسی انگار د...
شک
-
تاریخ: 1390/11/30 ساعت: 17:57
کنار دختری زیبا نشستی احتمالا دوباره عهد و پیمان را شکستی احتمالا و حالا از صمیم دل پشیمانم که گفتم تو مرد آرزوهای من هستی احتمالا...
بی دل
-
تاریخ: 1390/11/30 ساعت: 12:10
تکرار قصه ای بد و غمبار میشوی وقتی که عاشقانه ی هر بار میشوی من تا هنوز منتظر آخر بگو تو کی؟ مشتاق لحظه ی خوش دیدار میشوی دستان من هنوز هم بی آشیانه اند تا کی میان این دو دل دیوار میشوی آیینه ی تو گشته ام دل را که بشکنی در تکه تکه های آن تکرار میشوی عاشق تر از همیشه ام مدهوش میشوم تا گرم عشق بازی ات...
بد جنسی
-
تاریخ: 1390/11/29 ساعت: 17:56
ای قصه نهانی من دوستت ندارم با آنکه مهربانی من دوستت ندارم بیزارم از نگاهت گفتم برو نرفتی حتی اگر بمانی من دوستت ندارم از با تو بودن اینجا هر لحظه میگریزم دیگر بلای جانی من دوستت ندارم عمری محبتت را بیهوده صرف کردی وقت است تا بدانی من دوستت ندارم این شعر را نوشتم تا با تمام قلبت هرجمله را بخوانی من ...
آرزو
-
تاریخ: 1390/11/22 ساعت: 14:31
میخواهم عمری در تماشای تو باشم تصویر آبی های فردای تو باشم دیوانه شو ، این روزها دیوانگی کن من قول خواهم داد لیلای توباشم با دل بیا تقسیم کن غم های خود را تا همدمی در بی کسی های تو باشم گفتم که ماهی میشوم اما به شرطی یک عمر در آغوش دریای تو باشم بیتاب دیدارت شدم ای کاش میشد بانوی رویای غزل های تو با...
خاطره
-
تاریخ: 1390/11/22 ساعت: 14:27
نمیشناسمت تو را غریبه ای و آشنا تو از کجا رسیده ای بیا به پیشتر ، بیا به من بگو تو کیستی بگو سخن ز دورها مرا از این خیال و ظن دگر رها بکن رها مرا چگونه یافتی تو از کجای نا کجا چرا نگاه عاشقت رها نمیکند مرا دلم پرنده میشود صدا که میزنی مرا چه آشنا و دلنشین کجا شنیدم این صدا و حال بعد اندکی که خوب فکر...